گذر زندگی

خرید بک لینک
روزی که پیش حکیم طرقبه رفته بودیم و با پلاستیک های دارو که به دست های من و همسر بود داشتیم برمیگشتیم به سمت مشهد سوار واحد شدیم و یه جای خالی پیدا کردیم و نشستیم و داروهامون رو هم جلوی پامون گذاشتیم.

گذر زندگی...

ما را در سایت گذر زندگی دنبال می‌کنید

برچسب: رویای شیرین جوانی,رویای شیرین,رویای شیرین جوانی قسمت اخر,رویای شیرین جوانی چند قسمت است,رویای شیرین بابک جهانبخش,رویای شیرین جوانی هندی,رویای شیرین پرواز,رویای شیرین جوانی اپارات,رویای شیرین من, نویسنده: بازدید: 33 تاريخ: يکشنبه 28 شهريور 1395 ساعت: 5:16

یه چند وقتی هست که سعی کردیم توی رژیم غذاییمون یه تغییراتی بدیم امیدوارم که بتونیم همینطور ادامه بدیم و موثر واقع بشه .مثلا چای و قند رو کلا حذف کردیم و به جاش انواع دمنوش ها رو با خرما خشک و کشمش استفاده میکنیم اگر جایی باشیم که دمنوش در دسترس نباشه به جاش آب جوش می خوریم.نوشابه رو حذف کردیم و تا حد امکان از خوردن انواع فست فود ها دوری میکنیم.توی غذاهام روغن زیتون و روغن کنجد میریزم.میوه زیاد میخوریم و سعی میکنیم قبل از غذا بخوریم به جای بعد از غذا.برنج فقط برنج ایرانی مصرف میکنیم .سعی میکنم بعد غذا آب نخورم .تا حد خیلی کمی سعی کردم مصرف رب رو به حداق گذر زندگی...

ما را در سایت گذر زندگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 14 تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 22:08

خیلی لحظه خوبیه وقتی که در انتظار شنیدن یه خبر خوب از یه دوست که مثل خواهرت دوستش داری و براش نگرانی و همیشه سر نمازهات از خدا اول براش خواستی بشنوی توی اون لحظه قنده که توی دلت آب میشه و من تقریبا 3 ساعتی میشه که این حس رو دارم و برای لحظه به لحظه اش خدا رو شاکرم.خدای مهربونم خیلی دوستت دارم خیلی خوشحالم که سوری جونم به خواسته دلش رسید خدایا خودت امانتیت رو در پناه خودت برای سوری حفظ کن.خدای خوبم این لحظه خوب رو نصیب تک تک زنان منظر بکن به خصوص دوستای خوبم .سوری جون مادر شدنت مبارک گذر زندگی...

ما را در سایت گذر زندگی دنبال می‌کنید

برچسب: خوشحالم خیلی,خیلی خوشحالم محمد علیزاده,خیلی خوشحالم از اینکه,خیلی خوشحالم محمد علیزاده متن,خیلی خوشحالم از علیزاده,خیلی خوشحالم از این,خیلی خوشحالم علیزاده دانلود,خیلی خوشحالم عشقم,خیلی خوشحالم که تورو دارم,خیلی خوشحالم که برگشتی, نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 22:07

امان از دست این آقایون که فقط آفریده شدن برای حرص دادن ما خانم ها آقای همسر از سر کار که اومده خونه رفته سراغ تلفن همراه من و یه دفعه عشقش کشیده که بدون اجازه من الگوی گوشی رو عوض کنه این بنده طفلی هم بدون اطلاع از همه چیز رفتم سراغ تلفن همراه با همون الگوی قدیمی دوبار که الگو رو وارد کردم متوجه شدم که این تغییر زیر سر آقای خونه هست حالا هر چی بهش میگم همسر من عزیز من چه الگویی گذاشتی میگه من عوضش نکردم دقیقا به همین شکلعصبانی شدم و بهش تلفن رو دادم گفتم زود باش الگوی جدید رو وارد کن کار دارم گوشی رومیگه من عوضش نکردم بهش میگم اگه تو عوض نکردی لابد خود گذر زندگی...

ما را در سایت گذر زندگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 22:07

بعد از شوک بدی که بهمون وارد شد سعی کردیم خودمون رو جمع و جور کنیم .قرار بر این شد که چون رفته بودیم مشهد بریم پیش همون دکتری که برامون آی یو آی رو انجام داده بود توی مشهد و زیر نظرش باشیم گفتیم چون مرکز منتصریه دولتی بوده به همین خاطر جنین هامون خراب شده.عصر همون روز رفتم مطبش و بعد از کلی انتظار تونستم برم داخل هر چی پرونده داشتمم با خودم بردم و بهش گفتم که من قبلا پیشش آی یو آی شدم ولی جواب نگرفتم.دکتر وقتی فهمید که منتصریه آی وی اف شدم و نتیجه نگرفتم و حتی آخرین بسته جنینهام هم خراب شد و کلن فقط 4 تا جنین داشتم که دکتر گفت چون اونجا مرکز خوبی نبوده که ر گذر زندگی...

ما را در سایت گذر زندگی دنبال می‌کنید

برچسب: گذشته ها گذشته به انگلیسی,گذشته ها گذشته,گذشته ها گذشته معین,گذشته ها رو دوره کن,گذشته های دور,گذشته ها گذشت بگذر,گذشته ها گذشت,گذشته های دور داریوش,گذشته ها احسان,گذشته ها ندیم, نویسنده: بازدید: 8 تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 22:07

چند وقتی نبودم آقا امام رضا طلب کرد رفتم مشهد به صورت یهویی و ظرف 5 ساعت راهی شدیم سوی خراسان.به طرز فجیعی مشهد شلوغ بود هر جا میرفتی فقط زائر بود.حکیمی که دو ماه قبل پیشش رفته بودم گفت برای اینکه ببینم اثر داروها چطوری بوده باید بیای ببینمت و این شد که ما راهی مشهد شدیم بهمون گفت اثر داروها روی بدنتون خوب بوده ولی باید داروهای قوی تر بهتون بدم و این شد که دوباره با تعداد زیادی دارو گیاهی و عرقیجات در انواع مختلف راهی شهرمون شدیم.این سفر کوتاه یه خاطره خوب هم برام رقم زد و قسمت شد تا من یکی از دوستامو ملاقات کنم لحظات بسیار دلنشینی بود هر چند کوتاه بود گذر زندگی...

ما را در سایت گذر زندگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 19 تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 22:07

بالاخره بعد از مدت ها قسمت شد و رفتم حجامت انجام دادم .

اینبار برام حجامت عام انجام داد و قرار شد یه ماه دیگه برم برای حجامت خاص.

چون کم خونی داشتم همیشه فکر میکردم موقع حجامت کردن بیهوش میشم ولی خداروشکر خیلی راحت و خوب بود. دستش درد نکنه

ان شاء الله که دستش برام خیر باشه .

گذر زندگی...

ما را در سایت گذر زندگی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: دوشنبه 22 شهريور 1395 ساعت: 22:07

صفحه بندی